...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

اینجا جایی‌ست برای گذاشتن تکه‌های قلبم میان سطرهایی که نمی‌خواهم در سکوت گم شوند.

اینجا جایی‌ست برای ریختن باران ناگفته‌ها،
برای کاشتن بذرهای امید در دل‌های خسته،
برای سبک‌تر شدن روح و روان،
برای تمرین دیدن دنیا از دریچه‌ی تازه،
برای شنیدن صدای درونم میان هیاهوی جهان،
برای بازنویسی خاطراتی که نخواسته در ذهن مانده‌اند،
برای دوختن زخم‌هایی که فقط واژه‌ها مرهمشان‌اند،
برای پیدا کردن خودم میان جملاتی که آرام آرام جان می‌گیرند.

می‌دانی؟! من باور دارم نوشتن آدمی را به آرامش می‌رساند.
نوشتن مثل نشستن کنار رودخانه‌ای بی‌پایان است؛ هر جمله، موجی‌ست که می‌گذرد و ردّی از خنکی در جان می‌گذارد.
هر کلمه آجر کوچکی‌ست در بنای خانه‌ای امن؛ خانه‌ای که هر بار با نوشتن، محکم‌تر و روشن‌تر می‌شود.

برای من، نوشتن تنها یک کار نیست، بلکه نفس کشیدن است؛
نوشتن یعنی زندگی در هوایی که پر از کلمه است.
و اینجا، ریه‌ای‌ست از جنس واژه‌ها؛
جایی برای آن‌که هر دم و بازدمم، با عطر کلمات پر شود.

آخرین مطالب
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پنهان» ثبت شده است

۲۴
بهمن

(اینقدر نت ضعیف شده که عکس بارگذاری نشد...🤦🏻‍♀️)

گچی را برداشت و بر دیوارِ تاریکِ شب نوشت:

"دلم سرد است از این بیهوده بودن ها.

از این بغض‌های خفته و نهان.

از این عشق‌های پوشالی.

از این عشق‌های زاده هوس.

دلم تنگ است در این بن‌بست ظلمانی، در این دنیای هوس که عاشقی جرات نمی‌کند بگوید عاشق است.

و تو چه می‌دانی از درد من، عزیزِ من؟"

#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_دهم