...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

اینجا جایی‌ست برای گذاشتن تکه‌های قلبم میان سطرهایی که نمی‌خواهم در سکوت گم شوند.

اینجا جایی‌ست برای ریختن باران ناگفته‌ها،
برای کاشتن بذرهای امید در دل‌های خسته،
برای سبک‌تر شدن روح و روان،
برای تمرین دیدن دنیا از دریچه‌ی تازه،
برای شنیدن صدای درونم میان هیاهوی جهان،
برای بازنویسی خاطراتی که نخواسته در ذهن مانده‌اند،
برای دوختن زخم‌هایی که فقط واژه‌ها مرهمشان‌اند،
برای پیدا کردن خودم میان جملاتی که آرام آرام جان می‌گیرند.

می‌دانی؟! من باور دارم نوشتن آدمی را به آرامش می‌رساند.
نوشتن مثل نشستن کنار رودخانه‌ای بی‌پایان است؛ هر جمله، موجی‌ست که می‌گذرد و ردّی از خنکی در جان می‌گذارد.
هر کلمه آجر کوچکی‌ست در بنای خانه‌ای امن؛ خانه‌ای که هر بار با نوشتن، محکم‌تر و روشن‌تر می‌شود.

برای من، نوشتن تنها یک کار نیست، بلکه نفس کشیدن است؛
نوشتن یعنی زندگی در هوایی که پر از کلمه است.
و اینجا، ریه‌ای‌ست از جنس واژه‌ها؛
جایی برای آن‌که هر دم و بازدمم، با عطر کلمات پر شود.

آخرین مطالب
نویسندگان

۴۱ مطلب توسط «Asal_na8» ثبت شده است

۲۰
بهمن

در میان افکارش به کلمه‌ای رسید!

"هدف"

با خود گفت: "هدف چیست؟"

رسیدن به آرزو حتی اگر غیرممکن باشد؟

یا شاید رسیدن به آرزوها یا تلاش برای رسیدن به آن حتی اگر موفق نشوی!

هدف زندگی من چیست؟

راستی هدف زندگی‌اش چه بود؟

#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_دوم

  • Asal_na8
۲۰
بهمن

امشب در کوچه‌های عشق هلهله برپا نکنیم، فریاد شادی سر ندهیم.

شاید امشب دلی شکسته باشد...

شاید امشب مسافری غریب در کوچه پس کوچه‌ها، عشق باخته باشد...

#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_یکم

  • Asal_na8
۲۰
بهمن

...به نام مسافر غریبِ کوچه‌ها...

نام دلنوشته: مسافر نیمه شب

نام نویسنده: Asali_na8

 

مقدمه:

مهتاب نمی‌درخشد، باد در لابه لای درختان بازی نمی‌کند، گویا هیاهویش خفته است...

شیطان در حوالی شب لبخندی زیبا اما تلخ بر لب دارد؛ وسوسه‌هایش در آن حوالی پیچیده می‌شود.

امشب

مهتاب نمی‌درخشد؛

ستارگان کم نور شده‌اند؛

باد علاقه‌ای به تاب بازی ندارد؛

پرندگان شب آواز نمی‌خوانند؛

و دشت در سکوت غرق شده است...

امشب مسافری غریب در کوچه پس کوچه‌های عشق جان خواهد داد.

  • Asal_na8
۱۸
بهمن

سلام.

خیلی مختصر بخوام بگم:

یه مدت نبودم؛ یه مدت حس و حال نوشتن نداشتم و همچنین حوصله پست گذاشتن نداشتم.

یه مدتم که دسترسی نداشتم به هیچی...

ولی خب باز برگشتم و اینجام.

امیدوارم که دنبال کنید و حمایت کنید. :)

 

  • Asal_na8
۲۸
آذر

و سرانجام،

در گوشه‌ای کوچک از دنیا ناگهان جوانه‌ای می‌روید،

قلبی با دستان گرم محبت پَر و بال می‌گیرد،

لبخندی مهمان لب‌های خشک و ترک خورده‌ای می‌شود،

امیدی به خانه باز می‌گردد،

و انتظاری به سرانجام می‌رسد.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_سی_چهارم #پارت_آخر

  • Asal_na8
۱۳
آذر

کاش زمان بگذرد و روزها یکی پشت دیگری تمام شوند.

کاش زمانی فرا رسد که دست محبت و نیکی جلوی ترحم دراز نشود.

زمانی که آدم‌ها دل‌هایشان را با مهربانی غسل دهند و از نجاست تاریکی رها شوند.

کاش زمانی فرا رسد که انسانیت بار دیگر در وجودمان روشن شود.

کاش زمانی فرا رسد...

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_سی_سوم

  • Asal_na8
۲۳
آبان

یکی بیمار است و رنج می‌کشد.

یکی عاشق است و درد می‌کشد.

یکی دیوانه است و گریه‌ها و خنده‌هایش را نمی‌توان تشخیص داد.

یکی انتظار می‌کشد.

و یکی دلتنگ است؛ دلتنگ کسانی که زیر خرمن‌ها خاک خفته‌اند؛ دلتنگ کسانی که رفته‌اند.

همه درد می‌کشند اما هر یک داستانی جدا دارند...

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_سی_دوم

  • Asal_na8
۰۸
آبان

زندگی چرخه‌ای از تکرارهاست، چرخه‌ای از تناقض‌ها.

چرخه‌ای که به دست بازی سرنوشت برای گروهی شیرین رقم می‌خورد و برای گروهی تلخ.

چرخه‌ای که پایانش یا به دست خودمان رقم می‌خورد، یا به دست خدایمان و یا به دست دیگری...

بعضی زیبا زندگی می‌کنند و تلخ به پایان می‌رسند و بعضی برعکس.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_سی_یکم

  • Asal_na8
۱۶
مهر

سخن از دیوانه که می‌شود، همه یاد مکانی سرپوشیده می‌افتند که دیوانگان در آن می‌زیستند.

آهای آدم‌ها،

دیوانه بودن که جرم نیست، گناه نیست...

دیوانه بودن یعنی رهایی از دنیایی که فلسفه‌هایش درهم گره خورده است.

دیوانه بودن یعنی آزاد شدن از دنیای گل‌های خاردار.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_سی‌ام

  • Asal_na8
۰۳
مهر

ترجیح می‌دهم یک دیوانه باشم و مرا احمق بخوانند.

ترجیح می‌دهم دیوانه‌ای احمق باشم تا دانایی که هیچ نمی‌فهمد و اگر بهفمد هیچ نمی‌‌کند.

ترجیح می‌دهم دیوانه‌ای باشم و دیوانه‌وار بخندم تا عاقلی که در برابر کنش‌ها سکوت کنم.

ترجیح می‌دهم دیوانه باشم و دیوانه‌وار زندگی کنم.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_نهم

  • Asal_na8
۱۸
شهریور

بار گناهانمان بر دوش هایمان سنگینی می کند و خسته نمی شویم.

خسته نمی شویم از دروغ های پوشالی، از عشق های هوس آلود و از بازی با زندگی دیگران!

خدایا انسان ساخته ای یا ربات خستگی ناپذیر؟!

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_هشتم

  • Asal_na8
۰۱
شهریور

انسانیت زمانی در وجودمان خاموش شد که دیگران را نردبان خود کردیم و سپس آنان را حقیر خواندیم!

انسانیت زمانی در وجودمان مُرد که همدردی معنایی به نام ترحم پیدا کرد!

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_هفتم

  • Asal_na8
۲۷
مرداد

کاش از راه برسد،

آنی که قرار است بذر نیکی را در دل‌هایمان بکارد!

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_ششم

  • Asal_na8
۲۱
مرداد

پست شده‌ایم!

نگاهمان پر از ترحم است اما دَم از دلسوزی می‌زنیم و تظاهر به همدردی می‌کنیم...

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_پنجم

  • Asal_na8
۱۲
مرداد

روزی می‌رسد که چرخ روزگار دست خوبان تاریخ می‌افتد.

البته خدا کند تا آن زمان،

خوبانی هنوز وجود داشته باشند...

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_چهارم

  • Asal_na8
۰۱
مرداد

حرف از مهربانی می‌شود!

مهربانی آدم‌هایی که نامشان آوازه‌ی این شهر و آن شهر شده است.

اما این رفتارهایشان بیانگر مهربانی‌ست یا شهرت؟

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_سوم

  • Asal_na8
۳۰
تیر

گاه باید به بی‌راهه زد.

گاه باید گناه کرد و توبه کرد.

گاه باید بدون فکر کاری را انجام داد.

گاه باید بدون دلیل زندگی کرد.

گاه باید غرق شد در اقیانوس رویاهای بزرگ.

گاه باید خواست و تلاش کرد تا به نتیجه رسید.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_دوم

  • Asal_na8
۲۶
تیر

خدا کند آدم‌ها محتاج نشوند.

محتاج اندکی نان،

محتاج اندکی آب،

محتاج اندکی محبت و مهربانی،

و محتاج اندکی دوست داشتن.

کاش روزی دریابیم که با خراب کردن زندگی دیگری، سعادتمند نخواهیم شد و روز به روز محتاج‌تر خواهیم شد.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_یکم

  • Asal_na8
۱۶
خرداد

روزی خواهد رسید که هر یک از طعم میوه‌ی شیرین زندگیمان لذت خواهیم برد.

روزی خواهد رسید که مهربانی در گوشه وکنارهای شهر موج خواهد زد و مردم در دریای مهر و محبت یکدیگر پرورش خواهند یافت.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیستم

  • Asal_na8
۱۳
خرداد

آب ریخته شده بر روی زمین جمع نمی‌شود اما روزی تبخیر خواهد شد.

نوشته‌های روی کاغذ پاک نخواهند شد اما روزی پوسیده خواهند شد.

قلبی که شکسته شد هیچ‌گاه مثل روز اولش نخواهد شد اما روزی می‌رسد که ترمیم خواهد شد.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_نوزدهم

  • Asal_na8
۰۸
خرداد

چون اسیران در زندان گرفتار شده‌ام.

اما به‌جای زنجیرهای آهنین، پیچک‌های وحشی گلویم را در بند کشیده اند.

در اتاقی با میله‌های سرد زندانی‌ام نکردند بلکه مرا در دنیایی فانی زندانی کرده‌اند.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_هجدهم

  • Asal_na8
۰۴
خرداد

گاهی ساده بگیریم زندگی کردن را، دوست داشتن را.

گاهی ساده بگوییم:

مادرم، پدرم دوستتان دارم!

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_هفدهم

  • Asal_na8
۲۸
ارديبهشت

گاهی برای به زبان آوردن یک جمله زیادی فلسفه‌بافی می‌کنیم و موجب رنجش می‌شویم.

گاهی باید واضح سخن بگوییم؛ یا امکان می‌پذیرد و یا ناممکن است.

گاهی باید ساده سخن بگوییم و گاهی باید با احساس سخن بگوییم.

گاهی باید ساده و واضح بگوییم "دوستت دارم."

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_شانزدهم

  • Asal_na8
۲۵
ارديبهشت

آفتاب عمرمان یک روز نه‌چندان دور غروب خواهد کرد. آن زمان است که به یاد داشته‌های خود افتاده و سعی در گرفتن فرصت برای استفاده از آنان هستیم.

آن زمان است که مهربانیت و انسانیت در وجود آدمی معنا پیدا می‌کند.

اما حیف و حیف و حیف...

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_پانزدهم

  • Asal_na8
۱۲
ارديبهشت

تنها جهت رنگ آمیزی نقاشی های کاغذی از رنگ ها استفاده می کنیم و بی توجه به معنای آن ها!

نمی دانیم رنگ سبز چه می گوید و از ما چه می خواد؟!

و ندانستن را جرم می دانیم و نمی پرسیم رنگ ها چه معنایی می دهند؛ بی اهمیت نسبت به مفهوم آن ها کاغذی یا کاغذهایی را پر از رنگ های مختلف می کنیم!

رنگ هایی که رسم زندگی را یاد می دهند! محبت، دوستی، خشم و ... به ما می آموزند و ما چشمانمان را به روی این درس زندگی می بندیم و بی توجه رد می شویم!

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_چهاردهم

  • Asal_na8
۲۹
فروردين

دنیا مانند صحنه‌ی یک فیلم است. فیلمی که نقش اول‌هایش خودمان هستیم و هریک الگویی برای خود هستیم.

افسوس که گاهی بیش از حد در نقش‌های دنیوی خود فرو می‌رویم و افسوس که آلوده می‌شویم به آلودگی‌ها.

کاش با انسانیت و انصاف بازی می‌کردیم.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_سیزدهم

  • Asal_na8
۲۷
فروردين

ثانیه‌ها، دقیقه‌ها، ساعت‌ها، روزها، شب‌ها و همه چیز در گذر است.

یک ثانیه که گذشت، خودت را به آب و آتش بزنی باز نمی‌گردد و حسرت می‌خوری.

یک زمان طلایی که گذشت، دیگر باز نمی‌گردد و آن را از دست داده‌ای.

شاید همه‌ی ما در حسرتیم؛ در حسرت زمان‌هایی که به‌راحتی پوچ وبیهوده شدند...

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_دوازدهم

  • Asal_na8
۲۶
فروردين

واژه‌اش سهل است اما عمل کردن به آن صعب است.

زندگی سخت است اما به اجبار محکوم شده‌ایم به زیستن در این جهان فانی.

محکوم شده‌ایم؛ باز محکوم‌ شده‌ایم به حکم‌های پلید این روزگار کثیف و بی‌رحم.

باز محکوم شده‌ایم به زیستن...

باز محکوم شده‌ایم به فرو رفتن در مرداب گناه...

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_یازدهم

  • Asal_na8
۲۳
فروردين

اگر نقاب ها نبودند، شاید باهم صادق تر می بودیم!

راحتتر لبخند می زدیم!

با آرامش چشم هایمان را می بستیم!

اگر نقاب ها نبودند، دنیا معنای رنگ هایش را با به تصویر کشیدن به آدمیزاد ها نشان می داد!

دنیا نشان می داد که رنگ سفید یعنی دوستی و محبت!

سفید یعنی همه شانه به شانه یکدیگر بایستیم و توجه نداشته باشیم به اینکه سفید باشیم یا سیاه؛ زیبا یا زشت؛ ایرانی باشیم یا افغانی باشیم!

رنگ سفید به معنای رنگ چهره هایمان نیست، سفید یعنی همه باهم و در کنار هم قدمی به سوی سعادت برداریم.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_دهم

  • Asal_na8
۱۹
فروردين

مدتی‌ست که فقط گوشی برای شنیدن دارم و سکوت پیشه می‌کنم تا مبادا راز‌هایم آشکار شود.

یادمان باشد که رازهایمان را باید در دل‌هایمان دفن کنیم؛ باید زنده به گورشان کنیم.

باید یادبگیریم که سفره‌ی دلمان را پیش دیگری باز نکنیم، زیرا همیشه آخر اعتماد پشیمانی‌ست.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_نهم

  • Asal_na8