روایتی از نوشتن، نه از زیستن
سه شنبه, ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۰۷ ب.ظ
همراهان عزیز🌿
گاه دلنوشتههایی که در اینجا میخوانید، رنگی از اندوه یا روایت شکستهای عاشقانه دارند؛ اما لازم میدانم که بیان کنم که این سطرها الزاما حکایت زیستهی من نیستند.
بسیاری از آنها تنها دلنوشتههاییاند در فضای احساسی اطراف و تجربهای از نوشتن در حال و هوایی که با آن همدل میشوم؛ مثل یک جور همدلی و همدردی کردن با کسانی که تجربه کردهاند.
بسیاری از اوقات، ایده نوشتهها از چیزهایی هست که میبینم یا میشنوم؛ مثلا یک پست یا یک شعر یا فیلم یا حتی اتفاقات در دنیای واقعی.
اگر روزی از تجربه یا احساسی برخاسته از خودم بنویسم، آن را با نشانهای مشخص خواهم کرد.
سپاس از همراهی و خواندن شما.🤍
توضیح: دلنوشته مسافر نیمه شب، روایت یک مسافر تنها و غریب است. مسافری که در انتظار عشق واقعی خود است.
و روایت این مسافر سرشار از اندوه و غربت است.
- ۰۴/۱۱/۲۲
پس حواسمون جمع باشه:))