خسته شد از...
چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۲۳ ب.ظ

خسته شد از قوی ماندن، محکم ماندن.
خسته شد از بغضی که گلویش را چنگ میاندازد.
از دلتنگیهایی که لحظه به لحظه در ذهنش تداعی میشود.
اکنون دلش تگیهگاهی میخواهد!
تکیهگاهی که بیخیال همهی دنیا به آن تکیه بدهد و دلتنگیهایش را، بغضهایش را ببارد...
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_نهم
دلتنگی جز سختترین کاراست🥲💔