
کاش از راه برسد،
آنی که قرار است بذر نیکی را در دلهایمان بکارد!
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_بیست_ششم

کاش از راه برسد،
آنی که قرار است بذر نیکی را در دلهایمان بکارد!
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_بیست_ششم
باز سکوت،
دربرابر تمام آرزوهایی که پوچ و بی روح شدند، دربرابر عشق هایی که خاکستر شدند، دربرابر لبخندهای شیرینی که به راحتی گس شدند.
باز سکوت،
برای لحظههایی که تمام شدند و از دستهایمان گریختند.
سکوت میکنم تا شاید مرهمی بر دلم باشد و عصارهی آرامش را به آن عطا کند.
سکوت میکنم تا حال این دوران خفته بماند.
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_هفتم

فلسفه اش چیست که یه دم خوش هستیم و یک دم ناخوش؟!
فلسفه اش چیست که می گویند خنده برهر دردی دواست؟!
نمیدانم!
اما سال هاست که رنگِ خنده را به چشم ندیدهایم ولیکن نامش را روزی هزاربار شنیدهایم.
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_دوم

... به نام خالق بیهمتا ...
نام دلنوشته: در انتظار یک آرزو
نام نویسنده: Asal_na8
مقدمه:
دل من در هیاهوی این جهان شلوغ رها شده است!
دل من آرامش می خواهد!
دل من سال هاست که خسته شده است.
خسته شده است،
از نقاب های چندبعدی آدم هایی که یک روز برایش عزیز بودند و آنان برایش مهربان بودند؛
از شنیدن گفتارها و دیدن رفتارهای تکراری که سبب آزار او می شود؛
از اخلاق آدمهایی که تصمیم برای ساختن دوباره خود ندارند؛
از سکوت در برابر مغزی که اجازهٔ احساسی بودن را به او نمی دهد.
دل من آرامش می طلبد!
آرامشی از جنس لطیف بهار به همراه عطر خوش بوی شکوفه های بهار و نم باران.
دل من یک دنیای جدید می خواهد!
دنیایی که آدمهایش مهربان اند و مهربانی در وجود آن موج می زند.