...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

اینجا جایی‌ست برای گذاشتن تکه‌های قلبم میان سطرهایی که نمی‌خواهم در سکوت گم شوند.

اینجا جایی‌ست برای ریختن باران ناگفته‌ها،
برای کاشتن بذرهای امید در دل‌های خسته،
برای سبک‌تر شدن روح و روان،
برای تمرین دیدن دنیا از دریچه‌ی تازه،
برای شنیدن صدای درونم میان هیاهوی جهان،
برای بازنویسی خاطراتی که نخواسته در ذهن مانده‌اند،
برای دوختن زخم‌هایی که فقط واژه‌ها مرهمشان‌اند،
برای پیدا کردن خودم میان جملاتی که آرام آرام جان می‌گیرند.

می‌دانی؟! من باور دارم نوشتن آدمی را به آرامش می‌رساند.
نوشتن مثل نشستن کنار رودخانه‌ای بی‌پایان است؛ هر جمله، موجی‌ست که می‌گذرد و ردّی از خنکی در جان می‌گذارد.
هر کلمه آجر کوچکی‌ست در بنای خانه‌ای امن؛ خانه‌ای که هر بار با نوشتن، محکم‌تر و روشن‌تر می‌شود.

برای من، نوشتن تنها یک کار نیست، بلکه نفس کشیدن است؛
نوشتن یعنی زندگی در هوایی که پر از کلمه است.
و اینجا، ریه‌ای‌ست از جنس واژه‌ها؛
جایی برای آن‌که هر دم و بازدمم، با عطر کلمات پر شود.

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آرزو» ثبت شده است

۲۷
مرداد

کاش از راه برسد،

آنی که قرار است بذر نیکی را در دل‌هایمان بکارد!

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_بیست_ششم

  • Asal_na8
۱۰
فروردين

باز سکوت،

دربرابر تمام آرزوهایی که پوچ و بی روح شدند، دربرابر عشق هایی که خاکستر شدند، دربرابر لبخندهای شیرینی که به راحتی گس شدند.

باز سکوت،

برای لحظه‌هایی که تمام شدند و از دست‌هایمان گریختند.

سکوت می‌کنم تا شاید مرهمی بر دلم باشد و عصاره‌ی آرامش را به آن عطا کند.

سکوت می‌کنم تا حال این دوران خفته بماند.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_هفتم

  • Asal_na8
۱۵
اسفند

فلسفه اش چیست که یه دم خوش هستیم و یک دم ناخوش؟!

فلسفه اش چیست که می گویند خنده برهر دردی دواست؟!

نمی‌دانم!

اما سال هاست که رنگِ خنده را به چشم ندیده‌ایم ولیکن نامش را روزی هزاربار شنیده‌ایم.

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_دوم

  • Asal_na8
۰۸
اسفند

... به نام خالق بی‌همتا ...

نام دل‌نوشته: در انتظار یک آرزو

نام نویسنده: Asal_na8

 

مقدمه:

دل من در هیاهوی این جهان شلوغ رها شده است!

دل من آرامش می خواهد!

دل من سال هاست که خسته شده است.

خسته شده است،

از نقاب های چندبعدی آدم هایی که یک روز برایش عزیز بودند و آنان برایش مهربان بودند؛

از شنیدن گفتارها و دیدن رفتارهای تکراری که سبب آزار او می شود؛

از اخلاق آدم‌هایی که تصمیم برای ساختن دوباره خود ندارند؛

از سکوت در برابر مغزی که اجازهٔ احساسی بودن را به او نمی دهد.

دل من آرامش می طلبد!

آرامشی از جنس لطیف بهار به همراه عطر خوش بوی شکوفه های بهار و نم باران.

دل من یک دنیای جدید می خواهد!

دنیایی که آدم‌هایش مهربان اند و مهربانی در وجود آن موج می زند.

  • Asal_na8