...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

اینجا جایی‌ست برای گذاشتن تکه‌های قلبم میان سطرهایی که نمی‌خواهم در سکوت گم شوند.

اینجا جایی‌ست برای ریختن باران ناگفته‌ها،
برای کاشتن بذرهای امید در دل‌های خسته،
برای سبک‌تر شدن روح و روان،
برای تمرین دیدن دنیا از دریچه‌ی تازه،
برای شنیدن صدای درونم میان هیاهوی جهان،
برای بازنویسی خاطراتی که نخواسته در ذهن مانده‌اند،
برای دوختن زخم‌هایی که فقط واژه‌ها مرهمشان‌اند،
برای پیدا کردن خودم میان جملاتی که آرام آرام جان می‌گیرند.

می‌دانی؟! من باور دارم نوشتن آدمی را به آرامش می‌رساند.
نوشتن مثل نشستن کنار رودخانه‌ای بی‌پایان است؛ هر جمله، موجی‌ست که می‌گذرد و ردّی از خنکی در جان می‌گذارد.
هر کلمه آجر کوچکی‌ست در بنای خانه‌ای امن؛ خانه‌ای که هر بار با نوشتن، محکم‌تر و روشن‌تر می‌شود.

برای من، نوشتن تنها یک کار نیست، بلکه نفس کشیدن است؛
نوشتن یعنی زندگی در هوایی که پر از کلمه است.
و اینجا، ریه‌ای‌ست از جنس واژه‌ها؛
جایی برای آن‌که هر دم و بازدمم، با عطر کلمات پر شود.

نویسندگان

دوباره شروع شد!

يكشنبه, ۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۰:۴۳ ب.ظ

دوباره شروع شد!

دوباره همان دلتنگی، همان بغض‌ها و همان گریه‌های شبانه شروع شد.

آری، باز شب شد و باز مهتاب خودش را در دامن سیاه رنگ شب جا داد.

زخم‌هایش سر باز می‌کند و باز می‌سوزانند تا عمق وجودش را.

مهتاب، امشب باز کم بتابان و آرام در گوشه‌ای، تماشاگر اشک‌های مسافر نشسته بر روی نیمکت چوبی باش.

#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_هفتم

نظرات  (۱)

تاریکی مگر چه ستاره‌ای را بلعیده که آنقدر سنگین است...

 

پاسخ:
:)) 🙏🏻🤍

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">