دوباره شروع شد!
يكشنبه, ۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۰:۴۳ ب.ظ

دوباره شروع شد!
دوباره همان دلتنگی، همان بغضها و همان گریههای شبانه شروع شد.
آری، باز شب شد و باز مهتاب خودش را در دامن سیاه رنگ شب جا داد.
زخمهایش سر باز میکند و باز میسوزانند تا عمق وجودش را.
مهتاب، امشب باز کم بتابان و آرام در گوشهای، تماشاگر اشکهای مسافر نشسته بر روی نیمکت چوبی باش.
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_هفتم
تاریکی مگر چه ستارهای را بلعیده که آنقدر سنگین است...