
مسافر با خود زمزمه میکرد:
"سرانجام روزی میرسد که عشق درِ خانههایمان را میزند!
یک روز نه چندان دور،
غنچههای لبخند بر لبهایمان خواهند شکفت."
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_هشتم

مسافر با خود زمزمه میکرد:
"سرانجام روزی میرسد که عشق درِ خانههایمان را میزند!
یک روز نه چندان دور،
غنچههای لبخند بر لبهایمان خواهند شکفت."
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_هشتم

دوباره شروع شد!
دوباره همان دلتنگی، همان بغضها و همان گریههای شبانه شروع شد.
آری، باز شب شد و باز مهتاب خودش را در دامن سیاه رنگ شب جا داد.
زخمهایش سر باز میکند و باز میسوزانند تا عمق وجودش را.
مهتاب، امشب باز کم بتابان و آرام در گوشهای، تماشاگر اشکهای مسافر نشسته بر روی نیمکت چوبی باش.
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_هفتم

هنوز هم کسانی هستند که میفهمند آوای اندوه را.
کسانی هستند که عشق را والاتر از هوسهای زودگذر دنیایی میدانند؛
و میکوشند تا مرهم شوند بر دردهای بیدرمان؛
و تلاش میکنند تا بی هیچ منتی، لبخند را مهمان لبان دیگران کنند.
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_ششم

قرار شد از مهربانی درس بگیرد و تجربه کسب کند نه اینکه دوباره مانند گذشته مهربان باشد.
باز بخشید بی آنکه بخواهد، بیآنکه...
***
کمی بیندیشیم!
دنیایی ساده اما زیبا با عشق ابدی یا دنیایی با جملاتی پیچ درپیچ همراه با هوسهای زودگذر و پوچ را گزین میکنیم؟
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_پنجم

شب آرام آرام دامن بزرگ سیاهش را در سراسر گیتی پهن میکرد.
ستارههای درخشان چون شبتابها میدرخشیدند و کمی بعد مهتاب پا به آسمان میگذاشت.
مثل همیشه کمرش خم بود!
مردمان میگویند هلال است اما اینبار بگوییم مهتاب از غمش، کمرش خمیده شده است.
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_چهارم

هر کسی،
در گوشهای از زندگیاش چمدانی دارد سرشار از دلتنگی، بغض، غصه و گریههای بیدلیل...
چمدانی که هر روز آن را بیبهانه یدک میکشد.
چمدانی که هر روز باری به آن اضافه میشود و فردا سنگینتر از امروز میشود.
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_سوم

همهی ما غرق بودیم در رویاهایی که قرار بود به حقیقت پیوند بخورند.
رویاهایی که در یک قدمی برآورده شدن، بودند.
اما فراموش کرده بودیم که رویاها، رویا باقی میمانند.
و سرانجام رویاهایمان، رویا ماندند.
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_دوم

دلم میسوزد؛
برای همهی ما که عمریست به خیال پوچ زندهایم و فقط نفس میکشیم و زندگی نمیکنیم.
همه رویاهای پوچی را یدک میکشیم بیآنکه بدانیم.
#دلنوشته_مسافر_نیمه_شب #پارت_بیست_یکم