...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

...Ghostwriter...

They write for themselves but We write for ourselves

اینجا جایی‌ست برای گذاشتن تکه‌های قلبم میان سطرهایی که نمی‌خواهم در سکوت گم شوند.

اینجا جایی‌ست برای ریختن باران ناگفته‌ها،
برای کاشتن بذرهای امید در دل‌های خسته،
برای سبک‌تر شدن روح و روان،
برای تمرین دیدن دنیا از دریچه‌ی تازه،
برای شنیدن صدای درونم میان هیاهوی جهان،
برای بازنویسی خاطراتی که نخواسته در ذهن مانده‌اند،
برای دوختن زخم‌هایی که فقط واژه‌ها مرهمشان‌اند،
برای پیدا کردن خودم میان جملاتی که آرام آرام جان می‌گیرند.

می‌دانی؟! من باور دارم نوشتن آدمی را به آرامش می‌رساند.
نوشتن مثل نشستن کنار رودخانه‌ای بی‌پایان است؛ هر جمله، موجی‌ست که می‌گذرد و ردّی از خنکی در جان می‌گذارد.
هر کلمه آجر کوچکی‌ست در بنای خانه‌ای امن؛ خانه‌ای که هر بار با نوشتن، محکم‌تر و روشن‌تر می‌شود.

برای من، نوشتن تنها یک کار نیست، بلکه نفس کشیدن است؛
نوشتن یعنی زندگی در هوایی که پر از کلمه است.
و اینجا، ریه‌ای‌ست از جنس واژه‌ها؛
جایی برای آن‌که هر دم و بازدمم، با عطر کلمات پر شود.

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آفتاب» ثبت شده است

۲۵
ارديبهشت

آفتاب عمرمان یک روز نه‌چندان دور غروب خواهد کرد. آن زمان است که به یاد داشته‌های خود افتاده و سعی در گرفتن فرصت برای استفاده از آنان هستیم.

آن زمان است که مهربانیت و انسانیت در وجود آدمی معنا پیدا می‌کند.

اما حیف و حیف و حیف...

#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو  #پارت_پانزدهم

  • Asal_na8