
دیوانگی چیز خوبیست.
دیوانگی یعنی دل را به دریا زدن و گریختن از آدمها.
یعنی فرار از افکار پیچدرپیچی که چون پیچکهایی درهم گره میخورند و بالا میروند.
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_چهارم

دیوانگی چیز خوبیست.
دیوانگی یعنی دل را به دریا زدن و گریختن از آدمها.
یعنی فرار از افکار پیچدرپیچی که چون پیچکهایی درهم گره میخورند و بالا میروند.
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_چهارم

زمان به سرعت میگذرد.
اما آدم های مغرور دست از لجاجت برنداشته اند؛ آدمها دست از غصههای شب هنگام برنداشتهاند تا خند برای یک دم مهمان شهر غبارآلودمان شود.
شهر ما سال هاست که آسمانش رنگ غم به خود گرفته است!
سال هاست که در شهر ما خشکسالی برپا شده است و باران اندکی دلسوزی نمی کند و برای ثانیه ای نمی بارد.
شهر در انتظار است.
مردم نیز در انتظارند.
در انتظار بارانی با طراوت، خنده ای از اعماق وجود و در انتظارند برای رسیدن و زندگی کردن در لحظه های خوش.
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_سوم

فلسفه اش چیست که یه دم خوش هستیم و یک دم ناخوش؟!
فلسفه اش چیست که می گویند خنده برهر دردی دواست؟!
نمیدانم!
اما سال هاست که رنگِ خنده را به چشم ندیدهایم ولیکن نامش را روزی هزاربار شنیدهایم.
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_دوم

در انتظارم!
در انتظار یک لبخند از اعماق دل؛ در انتظار قهقهای از سر شوق و شادی اما گویا این انتظارها برای همیشه انتظار خواهند ماند.
آدمها میخندند اما هر کدام به یک دلیل!
راستی دلیل خندههایمان چیست؟
عمریست مدیون خندههایی هستیم که نقاب شدهاند بر چهرههایمان.
#دلنوشته_در_انتظار_یک_آرزو #پارت_اول

... به نام خالق بیهمتا ...
نام دلنوشته: در انتظار یک آرزو
نام نویسنده: Asal_na8
مقدمه:
دل من در هیاهوی این جهان شلوغ رها شده است!
دل من آرامش می خواهد!
دل من سال هاست که خسته شده است.
خسته شده است،
از نقاب های چندبعدی آدم هایی که یک روز برایش عزیز بودند و آنان برایش مهربان بودند؛
از شنیدن گفتارها و دیدن رفتارهای تکراری که سبب آزار او می شود؛
از اخلاق آدمهایی که تصمیم برای ساختن دوباره خود ندارند؛
از سکوت در برابر مغزی که اجازهٔ احساسی بودن را به او نمی دهد.
دل من آرامش می طلبد!
آرامشی از جنس لطیف بهار به همراه عطر خوش بوی شکوفه های بهار و نم باران.
دل من یک دنیای جدید می خواهد!
دنیایی که آدمهایش مهربان اند و مهربانی در وجود آن موج می زند.